جلد نخست کتاب آرمان نامه ارد بزرگ به قلم فرزانه شیدا جلد دوم کتاب آرمان نامه ارد بزرگ به قلم فرزانه شیدا جلد سوم کتاب آرمان نامه ارد بزرگ به قلم فرزانه شیدا جلد چهارم کتاب آرمان نامه ارد بزرگ به قلم فرزانه شیدا بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فروتنی* تا چند اسیر رنگ وبو خواهی شد ؟ چند از پی هر زشت ونکو خواهی شد ؟ گرچشمه ی * زمزمی وگر آب حیات آخر به دل خاک فروخواهی شد! -* خیام «زمزم» چاهی ست در مکه ●_ بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ ● فرگرد فروتنی ●_بخش دوم تا راه قلندری نپوئی ,نشود خساره به خون دل نشوئی , نشود سودا چه پزی؟که تا چو دلسوختگان __● آزاده « ترک ِخود» نگوئی, نشود ● خیام ●بخش دوم : تواضع و فروتنی از دیدگاه اسلام: ــ منابع :اخلاق در قرآن جلد دوم ، مکارم شیرازی، ناصری": _____* کثرتگرایی دینی ؛ دعوی حقانیت و گفتوگوی ادیان *_____ بنا بر آنچه گفته شد، اگر همه ادیان به صورت اصیلی مواجهه با "امر واقع" را تجربه میک...
● بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ_● ●فرگرد فروتنی _● بخش نخست : ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ یک روز زبند عالم آزاد نِی ام یک دم زدن از وجود خود شاد نِی ام شاگردی روزگار کردم بسیار در کار جهان هنوز استاد نِی ام* خیام ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ●بخش اول : دردنیای بزرگان واندیشمندان وعالمین جهان وایران همواره افراد بزرگی را مشاهده میکنیم که سرشار ازعلم ودانش وفضلیت هستند اما چیزی که در یک یک آنان جالب ومشترک است این است که در مقام و جایگاهی که هستند برخلاف آن اوجی که در آن قرار دارند همواره سرشار از فروتنی وتواضع هستند اگر به علتها توجه کنیم در می بایم که این بزرگان با آنکه سالها عمر وتجربه در جمع آوری دانش خود بکار برده اند اما همگی براین اندیشه اند که هنوز بسیار چیزهاست که میبایست بیآموزند ودر مقابل دانش ومنطق وفلسفه ی دنیا وجهان ویونیورس وکائنات هنوز حتی اندک چیزی نیآموخته وهنوز بسیار است آنچه می بایست یاد گرفته بیآموزند ودرعین حال میدانند که دنیا واسرار آن بحدی زیاد است که عمر آدمی به آن نمیرسد که خود را در نقطه عظف ویا در مرکز دایره ی زندگی یا دراوج واقعی دانش ها بدانند وهمی...
پژوهش و نگارش : مسعود اسپنتمان ارد بزرگ میگوید آدمهای فرهمند به نیرو و توان خویش باور دارند همی تافت ز او "فر" شاهنشهی / چو ماه دو هفته ز سرو سهی به "فر" جهاندار بستش میان / بر گردن برآورد گرز گران کمر بست با "فر" شاهنشهی / جهان گشت سرتاسر او را رهی (فردوسی بزرگ) با واژه ی "فره" نخستین بار در اوستا آشنا میشنویم و در سرچشمه های پهلوی و نیکونبشتار فردوسی پاکزاد با آن خوی میگیریم. گفتار درباره ی فره میتواند نهند کتابی سترگ باشد. از این رو در کوتاه نبشته ی روبرو نمیتوان بونده آن را پرداخت کرد. فره در زبان پهلوی Xvarrah، در فارسی میانه پهلوی Farrah در چم نیکبختی، شکوه و درخشش است. "فره" نیروی کیهانی و ایزدی نیز هست. در اوستا از دو گونه فره نام برده شده است؛ یکی "فر ایرانی" یا "ائیریانِم خوَرنَه" و دیگر "فر کیانی" یا "کوائینیِم خوَرنَه". در بندهای یک و دو از "اشتاد یشت" آمده که فر ایرانی از ستور و رمه و دارایی و شکوه برخوردار است و بخشنده ی خرد و دانش و در هم شکننده ی ناایرانیها...
نظرات
ارسال یک نظر